کودک متعادل = هوش متعادل – قسمت بیست و نهم : امنیت کودک

0
991

ذهن فعال و تجربه و شناخت از طریق یادگیري به دست می آید. و ذهن منفعل و الگو و انباشت حاصل یاد دادن است. زمانی که تلاش می کنیم که به کودك یاد بدهیم تمام آن الگوها و دانسته ها و محفوظات خودمان که براي ما هم از نسل قبل رسیده را به کودك انتقال دهیم. ترس و وحشت و ناامنی که ما داریم از نسل قبل به ما رسیده و در زمان حال هم از طریق ما به کودکان منتقل می شود. لطفاً این مطالب را با درك مسئول بررسی کنید. دچار عذاب وجدان و احساس گناه نشوید، قرار نیست معجزه کنیم بلکه فقط می خواهیم کمی از ناامنی هاي خود را کمتر به بچه ها منتقل کنیم. گفتیم شناخت به آگاهی و دانایی می رسد و در کل شناخت یعنی آگاهی و دانایی. آگاهی یعنی چه؟ فرض کنید می خواهید نیمرو بپزید، چی لازم دارید؟ جواب حاضرین: تخم مرغ، ماهی تابه، روغن، گاز، نمک، فلفل.آقاي سلطانی: حالا همه چیز روي میز آماده است آیا می توانید نیمرو را بپزید؟حاضرین: باید بلد باشیم. آقاي سلطانی: فرض می کنیم بلد هم هستید و خیلی هم ماهرید آیا باز هم می توانید؟ نه غیر ممکن است.چرا؟ چون اتاق تاریک مطلق است، ظلمات است، حالا می توانید؟ اما توي زندگی فکر می کنیم که می توانیم و از عهده اش برمی آییم و توي تاریکی راه می افتیم و روغن را پرت می کنیم و تخم مرغ ها را زیر پا له می کنیم و خانه را به آتش می کشیم و بعد هم زمین و زمان را مقصر می دانیم. این طور نیست؟ خیلی خوب بلدیم ولی توي تاریکی حرکت می کنیم. اول چراغ را روشن کنید حالا می توانید نیمرو را بپزید. آگاهی یعنی روشنایی. نقطه مقابل روشنایی، تاریکی و ظلمات است. روشنایی نور است و بالاست و ظلمات تاریکی است و پایین است. پس اگر آگاهی نداشته باشیم در ظلمات زندگی می کنیم، با هر معلومات و هر مشخصه اي که باشیم. آگاهی یعنی روشنایی، بینش، دیدن. در بحث شخصیت راجع به بینش و دیدن مفصل صحبت خواهیم کرد. ما باید بینش داشته باشیم، ما دیدن را خوب بلد نیستیم. باید بتوانیم یک نورافکن روشن کنیم و خوب ببینیم. بینش یعنی داشتن نقشه و دیدن یعنی داشتن ساختار تربیت. یعنی دانستن و آشنایی با اصول، ارزش ها و اهمیت. باید بدانیم در زندگی ما چه چیزهایی اصول هستند و چه چیزهایی ارزش و اهمیت. وقتی در تاریکی باشیم اهمیت ها جاي اصول را می گیرند و ساختار را از دست خواهیم داد چون اولویت به هم می خورد. دانایی یعنی چی؟ آگاهی کاملاً نظري و تئوري است. ولی دانایی یعنی عمل و روش و اجراي روش. اگر در تاریکی باشیم هر چه قدر دانایی داشته باشیم به دردمان نمی خورد. در حال حاضر در جامعه ما چه قدر سطح تحصیلات بالا رفته و چقدر متخصص در سطح جامعه داریم؟ قبل از انقلاب جامعه دانشگاهی ما دو درصد بودند اما اکنون به ۲۰ درصد رسیده است، با این حال جامعه ما آرام تر شده یا ناآرام تر؟ مسلم است که ناآرام تر، چون دانایی بالا رفته ولی آگاهی بالا نرفته. نیمرو پختن خوب بلدیم اما نمیدونم چرا روغن را می ریزیم و تخم مرغ ها را له می کنیم و دست و بالمان را می سوزانیم و آخر سر هم گرسنه می مانیم. با این که خیلی خوب نیمرو پختن بلدیم اما چون روشنایی نداریم، موفق نمی شویم؛ چون بینش نداریم، نقطه نگاه نداریم. آگاهی یعنی داشتن نقشه ساختمان و دانایی یعنی اجراي ساختمان. ما اگر نورافکن خیلی قوي هم داشته باشیم و بیندازیم روي ساختمان ولی بلد نباشیم که چه کار باید کنیم، فقط می توانیم ساختمان را تماشا کنیم. پس بدون دانایی هم نمی توانیم کاري کنیم. اگر بلد نباشیم و علم کاري را نداشته باشیم هر چقدر که آگاهی داشته باشیم، فقط یک تماشاگر خواهیم بود. ما خیلی وقت ها نورافکن خوبی داریم و همه جا را روشن می کنیم اما چون بلد نیستیم، روشنایی را به طرف خانه همسایه می گیریم. چه قدر خوب انتقاد می کنیم! نقد می کنیم و ایراد می گیریم. چون نورافکن را روشن کرده ایم و دیدیم ساختمان خودمان که افتضاح است، هیچ کاري هم از دست مان بر نمی آید پس بهترین کار اینست که نور را بیندازیم خانه همسایه و بعد هم شروع کنیم به نصیحت و انتقاد کردن. چگونگی ساختن ساختمان بر پایه ي نقشه (آگاهی) است و در حیطه دانایی است. حاضرین: کدام مقدم است؟ دانایی یا آگاهی؟ آقاي سلطانی: هیچ کدام. هر دو باید با هم باشند. مهم مجموعه این دو است که حاصل آن شناخت است. فرض کنید می خواهید آش درست کنید، آب مقدم است یا حبوبات؟ بدون حبوبات فقط آب جوش خواهیم داشت و بدون آب، یک مشت نشست حبوبات سوخته خواهیم داشت. پس اگر تفکیک کنیم هیچکدام را نخواهیم داشت. درنتیجه وارد بحث فلسفی مرغ زودتر درست شد یا تخم مرغ، نشوید. وقتی آگاهی و دانایی هر دو با هم حضور داشته باشند تعادل برقرار خواهد بود مثل اجزاي مخروط تعادل که همه ابعاد باید با هم باشند و تفکیک ناپذیرند و همه ابعاد لازم الوجود هستند. در فضاي مخروط، آگاهی در فضاي معنویت است و دانایی در فضاي مادیت. هر دو با هم هستند و هیچ لحظه اي نیست که این دو جداي از هم باشند