کودک متعادل = هوش متعادل – قسمت شانزدهم : امنیت کودک

0
766

وقتي محيط امن نباشد، كودك اولين كاري كه مي كند يك حصار ذهني امن براي خودش مونتاژ مي كند. به جاي اين كه كل كامپيوتر را مونتاژ كند اول يك حصار در ذهن مي سازد چون بي اعتماد شده و به درون حصار مي رود تا امن باشد كودك احساس مي كند كه آن بيرون ناامن است، نه منو دوست دارن و نه من رو ميخوان، من به درد هيچ چيز نمي خورم و به درون حصار خود مي رود. همه ي ما اين حصار را داريم. مثل وقت هايي كه به دنبال يك گوشه دنج مي گرديم كه تنها باشيم. منتهي اگر اين ناامني براي كودك خيلي شديد باشد حصار تبديل به قلعه مي شود. هرچه محيط نا امن تر باشد اين قلعه ستبرتر و سنگين تر خواهد بود.كودك مي رود به درون قلعه اش و به ندرت از آن بيرون مي آيد. كودك مي رود به درون قلعه ي تنهايي ناشي از ناامني بعد ما ميگيم كه اوتيسم دارد. يا بيش فعال است و كمبود توجه دارد يا ناهنجاري رفتاري دارد و همه را مي زند. بچه هايي كه همه را مي زنند به اين دليل است كه مي روند بالاي قلعه ي تنهايي كه ساخته اند مي ايستند، هر كس كه بخواهد وارد شود او را باسنگ مي زند. ديگران را مي رنجاند چون ناامن است، بي اعتماد است، از هيچ كس خوشش نمي آيد و همه را دشمن مي داند.