کودک متعادل = هوش متعادل – قسمت هشتم : امنیت کودک

0
1340

يكي از دلايلي كه ناامني ذهني شكل مي گيرد تجربه دوران كودكي است. و يكي ديگر از دلايل آن بستر تاريخي كشور ما است. تاريخ ما بسيار تاريخ ناامني است كه در قالب خصوصيات به ما و فرزندان ما منتقل شده است. در بحث رشد گفتيم: استعداد، خصوصيات (اقتضاعات) و محيط، از عوامل رشد هستند. خصوصيات با ما در طول تاريخ همراه است. ما تنها كشوري در دنيا هستيم كه ۱۲۰۰ جنگ را پشت سر گذاشته ايم كه اگر تاريخ مان را ۶۰۰۰ سال بگيريم يعني هر ۵ سال يك جنگ و خونريزي، قتل و غارت كه آخرينش هم جنگ تحميلي عراق عليه ايران است. ما در حال حاضر تاوان ناامني هاي جنگ را مي دهيم. و در اين حالت شما مقصر نيستيد. هر جامعه اي كه اين مراحل را مي گذراند، جامعه شناسان و متفكرينش بايد در مورد مسائل و تبعات آن كار كنند كه متأسفانه ما اصلا به جامعه شناسي نمي پردازيم و همه مسائل را از روان شناسي مي خواهيم. نمي دانيم كه در مسئله امنيت روانشناسي حرفي براي گفتن ندارد. مي تواند اثرات ناامني را در ذهن بررسي كند و آسيب هاي ذهني ناشي از آن را درمان كند ولي در ايجاد امنيت و سلب امنيت هيچ نقشي ندارد. امنيت در حوزه روانشناسي نيست. اما ما براي هر اتفاقي مي رويم سراغ روانشناسي.
امنيت و ناامني حوزه ي اجتماعي دارد و در حيطه جامعه شناسي است. جامعه شناسي به ما ميگوید كه چرا ما ناامن هستيم و چگونه بايد امن شويم. روانشناسي در حوزه روان انسان است و روان انسان در همه ي جهان يكي است و يك نوع است ولي شرايط زيست در نقاط مختلف دنيا متفاوت است، داليل ايجاد ناامني هم متفاوت است.