کودک متعادل = هوش متعادل – قسمت یازدهم : امنیت کودک

0
1125

چه موقع به يك كل اعتماد مي كنيم؟ چه موقع يك كل نيازهاي ما را برطرف مي كند و ما مي توانيم به آن اعتماد كنيم؟ جواب حاضرين: خودش بي نياز باشد؟ فرض كنيد مهمان داريد و شما به ميوه ي خوب يا شيريني خوب براي پذيرايي احتياج داريد. به كدام ميوه فروشي مي رويد؟ به كدام قنادي مي رويد؟ جواب حاضرين: مشهور باشد؟ گران باشد؟ بزرگ باشد؟ شناخته شده باشد؟ خير به سراغ كسي مي رويم كه به كار او اعتماد داريم. اعتماد داريم كه توانا است و در كارش متبحر است. به او اعتماد مي كنيم، هر وقت از او شيريني گرفتيم عالي بود. يعني قدرت تهيه ي شيريني دارد. كلي در منِ جزء امنيت ايجاد مي كند كه قدرت داشته باشد. با اطمينان پيش او مي روم. همه چيز دارد. چه چيز ندارد؟ خشونت. يك قنادي خيلي با كيفيت و خوب است ولي اخلاق ندارد به مشتري بداخلاقي مي كند و خشونت دارد آيا باز هم سراغ او مي رويد؟ حال ما مي خواهيم امنيت زندگي خود را از يك كل بگيريم. آن كل بايد قدرت داشته باشد و خشونت نداشته باشد. در امنيت قدرت و اقتدار خيلي مهم است. دليل اين كه در بحث امنيت من به سراغ اقتدار مي روم اين است كه چون درك مقصر و مظلوم و احساس مظلوميت و احساس گناه ناشي از مقصر بودن و احساس ضعف ناشي از مظلوم بودن در مادرهاي امروزي باعث شده كه روز به روز اقتدارشان كم شود و اين يك خطر است. خطر كم شدن اقتدار والدين به خصوص تحصيلكرده، آينده فرزندان ما را تهديد مي كند. و من با تمام وجود اين مسئله را حس مي كنم و در اين جا به همه اعلام خطر مي كنم. اگر اقتدار والدين آسيب ببيند هيچ چيز ديگري جايگزين آن نخواهد بود.